دوستم بدار ، اندکی ، اما طولانی !
 
قالب وبلاگ

فرقی نمی کند

بهار است یا پاییز

تابستان است

یا زمستان

برای این درخت پیر روییده بر مرز

اما می خواهد بداند

سرانجام

هیزم شکن از کدام سو می آید

به کدام سو می افتد

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢۸ ] [ ۳:٢۳ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]
حوالی عشق
جائی می شناسم
دیوار به دیوار رؤیاها
آسمانش
همیشه خیس ِ خیال
کوچه هایش
پر از صدای باران ست
تا نباشی نمی دانی
که چند آغوش
چه قدر بوسه فراوان ست
تا نیائی نمی دانم
چرا تنها
چرا دلم تنگ ست !
[ ۱۳٩٠/۱۱/٢۸ ] [ ۳:٢۱ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

این دلتنگیها را دست کم نگیر

شاید اغاز دیوانگی ام باشد

من

در تقدیر کسی هستم

که

مدتهاست

تنها

نیست

 

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢۸ ] [ ٢:٥٤ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

سلام بسی سرم شلوغه

وقت کلاسا و یه سری کارای دیگه فرصت نمیده حتی موهام رو شونه کنم

دم بهار دلم میخواد برم بیرون و نفس بکشم و لذت ببرم از این ثانیه ثانیه های اخر زمستون.

زمستون داره اخرین نفسهاش  رو میکشه .

ننه سرمای خشن میخواد بره و جاش رو بده به عمو نوروز خوشحال.

درختای به خواب رفته قراره بیدار بشن و لباس سبز بپوشن.

دلم برای درختای شکوفه زده دلم برای سبزه های تازه در اومده و حتی دلم برای رگبارهای گاه و بیگاه بهار تنگ شده

بهار کجایی؟؟؟؟

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٥ ] [ ٩:۱٠ ‎ق.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

پاییز هم ....
آمد و رفت
با همان حس همیشگی .....
و مرا ......
که عاشق بودم
عاشق تر کرد .......!
حالا
زمستان دارد می رسد
و پشت بندش
بهار .........
.
.
طبیعت هم
بخواهد
دستی
به سر وروی خودش بکشد
خود _ خدا
باید
به دادمان
برسد .............

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱٩ ] [ ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

هرچه بیشتر می گریزم

به تو نزدیکتر می شوم

هر چه رو برمی گردانم

تو را بیشتر می بینم

جزیره ای هستم

در آب های شیدایی

از همه سو

به تو محدودم.

هزار و یک آینه

تصویرت را می چرخانند

از تو آغاز می شوم

در تو پایان می گیرم




 

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱٩ ] [ ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

مطمئن باش برو
ضربه ات کاری بود
دل من سخت شکست
و چه زشت به من و سادگی ام خندیدی
به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود
وبه یک قلب یتیم که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود
تو برو
برو تا راحت تر تکه های دل خود را
آرام سر هم بند زنم

 

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱٩ ] [ ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

این شعر هم بیتهایت قشنگ بود

 

بی خیال هر چه زمستان

و برف است

و سرما

تمام پنجره ها رو باز گذاشته ام

تا شاید باد

بوی پیراهنت را برایم بیاورد

.

.

.

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱۳ ] [ ۸:۱۱ ‎ق.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

اعتراف میکنم که عاشق شعرهای علیرضا باقی شدم.

 

تکیه میدهم

بر درخت به خواب رفته سردی

که گاه و بیگاه

 

کلاغی سیاه

تکه برفی را

با هیاهوی فراوان

میتکاند از شاخه اش

 

و با خود می اندیشم

که خواب من

در کدام زمستان رقم خواهد خورد

 

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱۳ ] [ ۸:٠۸ ‎ق.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

بینهایت شعرهاش رو دوست دارم.امیدوارم شما هم خوشتون بیاد

 

تمام ترس من این است که مبادا

عاشقت شوم

مثل ماه که میترسید عاشق برکه ای شود

که افتاب

پیش از او

قولش را به ابر

داده است

.

.

.

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱۱ ] [ ۸:٥۱ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

 

میترسیدم عاشقت شده باشم

مثل زمین

که میترسید زیر برکه کوچکی غرق شود

و اسمان که میدانست

یک شب پرنده ای

تمام بادهایش را به مسیر دیکری میبرد

 

 

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱۱ ] [ ۸:٤۸ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

شیشه ها چه سردشان بود

پشت قاب پنجره های برف گرفته

و دلتنگ برای تو

برای اه گرم تو

و ان سر پنجه

تا بر تن غبارگرفته شان

یادگاری بنویسی

و زود پاک کنی

افسوس

پشت پنجره ها

جای چشمانت

چه خالیست

.

.

.

...

 

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱۱ ] [ ۳:٠٧ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

این دوتا متن برا نیلوفره

یکی رو برا خودم فرستاده بود یکی رو هم برا دوستش که کش رفتم

 

ملت ما ملتی هستن که وقتی دارن تو خیابون زول زول نگات میکنن نمیتونی بفهمی که خیلی خوشگلی یا احیانا زیپت بازه

 

در اولین روزهای زمستان یک استکان چای داغ مهمان منی

کنار پنجره بخار گرفته دلت وقت تنهایی نوش جان...

چای رفاقت من همیشه تازه دم است...

نیلو عاچختم تعارف هم ندالم.قلب

بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس.

 

[ ۱۳٩٠/۱۱/٥ ] [ ۸:٠٢ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

پاییز باشد یا زمستان فرقی نمیکند من بهاری ام. من رز وحشی به جا مانده از بهار هستم که در زمستان سرد چشم به اسمان دوخته ام تا دوباره فصل من شود. درباره خودم. من یکی هستم که میدونم اسمون ابیه و زمین سبزه اما عاشق بی رنگی دریا هستم که هم ابی اسمون و داره و هم سبزی زمین رو.
نويسندگان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب