دوستم بدار ، اندکی ، اما طولانی !
 
قالب وبلاگ

گردش سال فقط یک شب یلدا دارد،من بیچاره چه شبهاست که یلدا دارم، آرزو می کنم فصلی سراسر دلگرمی پیش رو داشته باشید ...

                                                                                          یلدای همه تون مبارک

                                                                                                               بهار

[ ۱۳٩٠/٩/۳٠ ] [ ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

اینا رو تو یه وبلاگ دیدم ازشون خوشم اومد.

 

 

 

دختر.دختران زیبا.دخترای ناز

دختر.دختران زیبا.دخترای ناز

 

عکس هنری,نایت گالری,night gallery ir,گالری عکس نایت اسکین,عکس های عاشقانه,عکسهای زیبا

دختر.دختران زیبا.دخترای ناز

 

 

دختر.دختران زیبا.دخترای ناز

دختر.دختران زیبا.دخترای ناز

 

 

 

[ ۱۳٩٠/٩/۳٠ ] [ ٩:٥٦ ‎ق.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

هر جا هستم باشم

اسمان مال من است

پنجره ،فکر ،هوا ، عشق

زمین مال من است

چه اهمیت دارد

که اگر می رویند

قارچ های غربت ؟

اری تو راست میگویی

اسمان مال من است

پنجره ،فکر ، هوا ، عشق ، زمین ، مال من است

اما سهراب تو قضاوت کت بر دل سنگ زمین جای من است؟

من نمیدانم که چرا این مردم ، دانه های دلشان پیدا نیست

صبر کن ای سهراب: قایقت جا دارد؟

من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم

به سراغ من اگر می ایید تند و اهسته چه فرقی دارد؟

تو به هر جور دلت خواست بیا

مثل سهراب دگر جنس تنهایی من چینی نازک نیست، که ترک بردارد

مثل مر مر شده است چینی تنهایی من...

                                                                                                    بهار

 

 

[ ۱۳٩٠/٩/۳٠ ] [ ٩:۳۱ ‎ق.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

 

شکلک و دیدم خوشم اومد گذاشتم .

بچه هم که زدن نداره.

میون اینهمه شعر عاشقونه بزار یه شککلک بچه گونه هم باشه.مژه

[ ۱۳٩٠/٩/۳٠ ] [ ٩:٢۳ ‎ق.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

دیروز داشتم مسیجام رو میشگشتم چشمم خورد به این.

خیلی قشنگه

آسمان رو قسمت کردند...

تکه ای برای برکه...

تکه ای برای رود ...

تکه ای برای دریا...

دلم را قسمت کردند...

تکه ای برای تو...

تکه ای برای تو...

تکه ای برای تو...

[ ۱۳٩٠/٩/٢٦ ] [ ۱:٢٧ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

دلم از خودم گرفته

دلم از خودم شکسته

غم پاییز اومد و شادی دل من و با خودش برد

قشنگی رنگ زرد و نارنجی اومدن و سبزی روزام و بردن

وسوسه حس عاشقی اومد و اسودگی روحم و برد

زیبایی نگاه اشک الود اومد شاذی چشام و برد

چرا من وسوسه شدم چرا من تو دام افتادم

وسوسه سیب دامن گیر من هم شد

بیا سیب گناه و بگیر و ببر

یه نگاه اومد و دلم و با خودش برد

من بدون دلم تو این دخمه تاریک باچشای گریون دارم روزای نارنجی رو میبینم و سوزناکی باد پاییزی پوستم و خراش میده

دلم دست تو مونده بود.قرار بود من دلم و بدم و دلت و بگیرم پس دلت چرا دست من نیست؟؟؟؟؟

دلت و ظالمانه دادی به یکی دیگه؟؟؟؟؟

من موندم تو عشقت و تو رفتی

همیشه همینه یکی میره و یکی میمونه و زجر میکشه..........

 

بهار

[ ۱۳٩٠/٩/٢٤ ] [ ٩:٤٩ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

نمیدونم تو دنیا کسی هست که به اندازه من این شعر فروغ رو دوست داشته باشه؟؟؟

 

 

بر او ببخشایید
بر او که گاه گاه
پیوند دردناک وجودش را
با آب های راکد
و حفره های خالی از یاد می برد
و ابلهانه می پندار
که حق زیستن دارد
بر او ببخشایید
بر خشم بی تفاوت یک تصویر
که آرزوی دوردست تحرک
در دیدگان کاغذیش آب میشود
بر او ببخشایید
بر او که در سراسر تابوتش
جریان سرخ ماه گذر دارد
و عطر های منقلب شب
خواب هزار ساله اندامش را
آشفته میکند
بر او ببخشایید
بر او که از
درون متلاشیست
اما هنوز پوست چشمانش از تصور ذرات نور می سوزد
و گیسوان بیهده اش
نومیدوار از نفوذ نفسهای عشق می لرزد
ای ساکنان سرزمین ساده خوشبختی
ای همدمان پنجره های گشوده در باران
بر او ببخشایید
بر او ببخشایید
زیرا که مسحور است
زیرا که ریشه های هستی
بارآور شماست
در خاکهای غربت او نقب می زنند
و قلب زود باور او را
با ضربه های موذی حسرت
در کنج سینه اش متورم می سازند
 

Click to view full size image

[ ۱۳٩٠/٩/٢۳ ] [ ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
نگاه کن
تمام هستیم خراب می شود
شراره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
مرا به دام میکشد
نگاه کن
تمام آسمان من
پر از شهاب می شود
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطر ها و نورها
نشانده ای مرا کنون به زورقی
ز عاجها ز ابرها بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعر ها و شورها
به راه پر ستاره ه می کشانی ام
فراتر از ستاره می نشانی ام
نگاه کن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
کنون به گوش من دوباره می رسد
صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان به بیکران به جاودان
کنون که آمدیم تا به اوجها
مرا بشوی با شراب موجها
مرا بپیچ در حریر بوسه ات
مرا بخواه در شبان دیر پا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستاره ها جدا مکن
نگاه کن که موم شب براه ما
چگونه قطره قطره آب میشود
صراحی سیاه دیدگان من
به لالای گرم تو
لبالب از شراب خواب می شود
به روی گاهواره های شعر من
نگاه کن
تو میدمی و آفتاب می شود

فروغ فرخزاد

 


[ ۱۳٩٠/٩/٢٢ ] [ ٩:٢٠ ‎ق.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

[ ۱۳٩٠/٩/٢۱ ] [ ٤:۳۳ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

نقطه.

یه نقطه تنها

به چه دردی میخوره؟

اینکه بزاریش اخر جمله و یه اتفاق و تمومش کنی !

اما خیلی وقته که دیگه یه نقطه برای من جواب نمیده .

جاش رو سه نقطه گرفته ...

 ... این سر در گمیه من از انتهای سه نقطه است .

شاید چشم به راه باشم .

شاید ...

 

 

[ ۱۳٩٠/٩/٢٠ ] [ ٥:٠٦ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
 
 
 
 
[ ۱۳٩٠/٩/۱٩ ] [ ٧:٤٠ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

قالب بلاگ رو عوض کردم.ناراحت.ناراحتم قالب قبلی رو دوس داشتم.عاشق رنگ مشکیش بودم اما با اون عکس بالاییش مشکل داشتم.این و هم دوس دارم اما رنگش اونی نیست که میخواستم از صبح داشتم دنبال قالب میگشتم 

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www. کلیک کنید

اما بهتر از این رو پیدا نکردم.اونایی رو هم که دوس داشتم پارتیشن بندیشون خوب نبود.

فعلا این بمونه تا یه قالب خوب پیدا کنم.

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www. کلیک کنید

 

 

[ ۱۳٩٠/٩/۱٩ ] [ ٥:٥٥ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]
زیر باران بیا قدم بزنیم
حرف نشنیده ای به هم بزنیم
نو بگوییم و نو بیندیشیم
عادت کهنه را به هم بزنیم
و ز باران کمی بیاموزیم
که بباریم و حرف کم بزنیم
کم بباریم اگر، ولی همه جا
عالمی را به چهره نم بزنیم
چتر را تا کنیم و خیس شویم
لحظه ای پشت پا به غم بزنیم
سخن از عشق خود بخود زیباست
سخن عاشقانه ای به هم بزنیم
قلم زندگی به دست دل است
زندگی را بیا رقم بزنیم
گلکم قطره ها در انتظار تواند
زیر باران بیا قدم بزنیم
[ ۱۳٩٠/٩/۱٩ ] [ ٢:٤٩ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

غربت این روزا دلم رو به درد میاره.

فکر تنهایی و غم داره من و خفه میکنه .

حسی واسه گریه کردن یا حتی نفس کشیدن نیست.

این اشکها خودشون میان پایین اما حس پاک کردنشون هم نیست.

این روزها خیلی سنگینن.

برا همه دعا کنید.

التماس دعا.....................

[ ۱۳٩٠/٩/۱٤ ] [ ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]
فراموش می کنم

فراموش می کنم تقدیری را که با تو رقم خورده شد

فراموش می کنم لحظاتی را که با تو سپری شد

فراموش می کنم نفسی را که با نفس تو هماهنگ شد

فراموش می کنم دلی را که برای وداع تو ترک خورده شد

فراموش می کنم اشکی را که برای انتظار تو جاری شد

فراموش می کنم رویاهایی که با تو پروزانده شد

فراموش می کنم ارزوهایی که با وجود تو محقق شد

فراموش می کنم خونی که با نبض تو در رگ هایم جاری شد

فراموش می کنم

فراموش می کنم

زندگی!

دوست!

تو....

همه چیز را فراموش می کنم

من می توانـــــــــــــــــــــ ــــــــــــم...
[ ۱۳٩٠/٩/۱٠ ] [ ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]
 

گاهی وقتها تنها نیستی و دورت پره ادمه
غمت بزرگ نیست
دلت هم تنگ نشده
اما همینجوری یه گوشه کز میکنی و به دوری دلها از هم فک میکنی.
یه غروب چشات و اشک الود میکنه اما طلوع لبخند به لبت نمی اره.
منم هونطوری ام و بی دلیل.
بی دلیلی بزرگترین دلیل دنیاست.
 
 
 
 
 
 
 
[ ۱۳٩٠/٩/۱٠ ] [ ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]
وقتی دلت یه دنیا گرفته و میخوایی بری رو ابرا و داد بزنی اسمون خالی از ابره.
وقتی خودت تاریکی و دنبال یه روشنایی تو اسمون میگردی مهتاب رفته.
وقتی از درون خالی هستی و یه تکیه گاه میخوایی همه جا خلوته
من خالی ام من دلم گرفته من تاریکم یکی بیاد و نجاتم بده.
 
 
 
 
 
[ ۱۳٩٠/٩/۱٠ ] [ ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

پاییز باشد یا زمستان فرقی نمیکند من بهاری ام. من رز وحشی به جا مانده از بهار هستم که در زمستان سرد چشم به اسمان دوخته ام تا دوباره فصل من شود. درباره خودم. من یکی هستم که میدونم اسمون ابیه و زمین سبزه اما عاشق بی رنگی دریا هستم که هم ابی اسمون و داره و هم سبزی زمین رو.
نويسندگان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب