دوستم بدار ، اندکی ، اما طولانی !
 
قالب وبلاگ

 

 

 

بالا میـــــــــــــرود

عیار احساســـــــــم

در اغوشــــــــت

وقتی حبس میشــــــــــــوم

در جغرافیـــــــــــای بازوانــــــــــــــت

 

 

[ ۱۳٩۱/٢/٢٢ ] [ ٧:۳۳ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

 

 پدر واژه خیلی عزیزیه
یه واژه با کلی احترام
بابایی عاشقتم
دوست دارم
روزت مبارک

 

 

 

 

نمی دانم گناه ِتوست

یا عیب ِ چشمهای من؟!؟!

اینکه بعد از تو

تمام عالم از چشمم افتاده اند

 

[ ۱۳٩۱/٢/٢٢ ] [ ٧:۳٢ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

 

 

 

عشق مانند نواختن پیانو است
ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری
سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی !!!

<< پرفسور حسابی >>

 

 

 

 

[ ۱۳٩۱/٢/٢٢ ] [ ٧:۳٢ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

 

شاهزاده ی تمام قصه هام که باشی..

باید برای شاه شدن
زنی را انتخاب کنی...
که ملکه ی تمام قصه هایت شود..
.
" زیبایی زن و مرد بودن به باهم بودنشان است"(اشو)

 

 

 ما هم بالاخره به پرنسس شدن فکر خواهیم کرد .

شاهزاده مورد نظر باید اسب سفید بوگاتی داشته باشه توی قصر دورو ورای جردن بشینه البته بسی گیشا هم دومس میداریم اما تو گیشا باید تو خونه باغ بشینه .قهقهه

 

چرت و پرتام تموم شد  .

 

بهار

[ ۱۳٩۱/٢/٢٢ ] [ ٧:۳۱ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

 

 

 

 رسیدن هم مثل نرسیدن سخت است
رسیدن آداب دارد.
وقتی رسیدی باید بمانی،
باید بسازی
باید مدام یادت باشد که چه قدر زجر کشیدی تا رسیدی
...
... که آرزویت بوده برسی .
وقتی رسیدی باید حواست باشد
تمام نشوی.....!

 

من هنوز نرسیدم اما اگه سخت باشه نمیخوام برسم همینجا تو نیمه راه نرسیدن جام خوبه .

باید یه سایبون پیدا کنم و نون پنیرم رو بخورم . . .

[ ۱۳٩۱/٢/٢٢ ] [ ٧:۳٠ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

 

چقدر خوبه وقتی با عشقت قهر میکنی ؛ و بر خلاف میلت میگی : دیگه دوست ندارم نمیخوامت ....

و بعدش  این جمله رو بشنوی :

غلط کردی چه بخوای چه نخوای مال منی ... !!

 

 همچین بگی نگی با این جمله حال کردیم .

 

[ ۱۳٩۱/٢/٢٢ ] [ ٧:٢٩ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

 

 

 

باتـوام حـوا...

تــو مـــگر سیــب را پـوسـت کنـده خـورده بـودی

کـه دنیـا اینـــگونـه پـوسـت مـا را مـی کنـد......؟؟؟
 
 

 

 

[ ۱۳٩۱/٢/٢٢ ] [ ٧:٢۸ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

دستت را بیاور

دست بدهیم به رسم کودکی

مردانه زنانه اش رو بی خیال

قرار است هوای هم را

بی اجازه داشته باشیم

[ ۱۳٩۱/٢/٩ ] [ ٩:٢۱ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

 

 

 



[ ۱۳٩۱/٢/٩ ] [ ٩:۱۸ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

 روز مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو صبوری

روز مادر یعنی به تعداد همه روزهای اینده تو دلواپسی

روز مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد

روز مادر یعنی بهانه به اغوش کشیدن او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود

روز مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن

 

مامانم عمرم نفسم تمام زندگیم روزت مبارک . . .

[ ۱۳٩۱/٢/٩ ] [ ۸:٥٩ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

 

روزی که پیک مرگ مرا می برد به گورمن ،

شب چراغ عشق تو را نیز می برد معشوق تو،

[ ۱۳٩۱/٢/٩ ] [ ۸:٥٧ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

 

آنقدر چیزها اتفاق می افتد که نمی دانم از کدامشان شروع کنم.

احساس می کنم در فیلمی بازی می کنم با حرکت تند.
احساس می کنم زمان به سرعت می گذرد.

شاید برای این است که روزها کوتاه و کوتاهتر می شوند.

گویی از کنار لحظه ها می گذرم
این روزها بدون اینکه آنها را زندگی کرده باشم.

انسانی هستم سرما خورده با خوشمزه ترین غذا

که در دهانش عاری از هر گونه مزه و طعمی است.

همه چیز در ذهنم معلق است.

در باره همه چیز میتوانم بنویسم
و لی نمی دانم

چرا همیشه آنقدر طولش می دهم که دیر می شود
و موضوع اهمیتش را از دست می دهد.

آنوقت نوشتن می شود یک لیوان چای سرد
که دیگر میل نوشیدنش را ندارم.
[ ۱۳٩۱/٢/٩ ] [ ۸:٥۳ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]





گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی...
گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...
گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات...

گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که...
گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی...
گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود...

گاهی دلگیری...شاید از خودت...شاید

[ ۱۳٩۱/٢/٩ ] [ ۸:٥٢ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

 



دلم یک کوچه می خواهد
بی بن بست....
و بارانی نم نم....
و یک خدا که کمی با هم راه برویم!!!
همین.
[ ۱۳٩۱/٢/٩ ] [ ۸:٤٩ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

یه صفحه سفید، به همراه یک قلم

این بار حرف ،حرف نگفته ست

یک حرف تازه

نه از تو ...

هی فکر می کنم

هی با قلم به کاغذ سیخ می زنم

اما

دیگر تمام صفحه ها معتاد نامت اند

انگار این قلم

جز با حضور نام تو فرمان نمی برد

در تمام صفحه های دفتر شعرم

در گوشه های خالی قلبم

در لحظه های تلخ سکوتم و فکرهام

چیزی به جز تو نیست که تکرار می شود

مثل درخت در دل من ریشه کرده ای

[ ۱۳٩۱/٢/٩ ] [ ۸:٢٩ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]

آره خیلی خیلی زیباست
معنای زنده بودن من
با تو بودن است
نزدیک، دور
سیر، گرسنه
رها، اسیر
دلتنگ، شاد
آن لحظه ای که بی تو سراید مرا مباد
مفهوم مرگ من
در راه سرافرازی تو
در کنار تو
مفهوم زندگی است.
معنای عشق نیز
در سرنوشت من
با تو
همیشه با تو
برای تو
زیستن

[ ۱۳٩۱/٢/٩ ] [ ۸:٢٦ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

پاییز باشد یا زمستان فرقی نمیکند من بهاری ام. من رز وحشی به جا مانده از بهار هستم که در زمستان سرد چشم به اسمان دوخته ام تا دوباره فصل من شود. درباره خودم. من یکی هستم که میدونم اسمون ابیه و زمین سبزه اما عاشق بی رنگی دریا هستم که هم ابی اسمون و داره و هم سبزی زمین رو.
نويسندگان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب