دوستم بدار ، اندکی ، اما طولانی !
 
قالب وبلاگ

 

شب سیاهی کرد و بیماری گرفت

دیده را طغیان بیداری گرفت

دیده از دیدن نمی ماند دریغ

دیده پوشیدن نمیداند دریغ

رفت و در من مرگزاری کهنه یافت

هستیم را انتظاری کهنه یافت

ان بیابان دید و تنهاییم را

ماه و خورشید مقواییم را

چون جنینی پیر با زهدان به جنگ

می درد دیوار زهدان را به چنگ

زنده اما حسرت زادن در او

مرده اما میل جان دادن در او

خود پسند از درد خود نا خواستن

خفته از سودای برپا خواستن

خندهام غمناکی بیهوده ای

ننگم از دلپاکی بیهوده ای

غربت سنگینم از دلدادگیم

شور تند مرگ در همخوابگیم

نامده هرگز فرود از بام خویش

در فرازی شاهد اعدام خویش

کرم خاک و خاکش اما بویناک

 باد بادکهاش در افلاک پاک

نا شناس نیمه پنهانیش

شرمگین چهره انسانیش

کو بکو در جستجوی جفت خویش

می دود معتاد بوی جفت خویش

جویدشگهگاه و نا باور از او

جفتش اما سخت تنهاتر از او

هردو در بیم و هراس از یکدیگر

تلخکام و نا سپاس از یکدیگر

عشقشان سودای محکومانه ای

وصلشان رویای مشکوکانه ای

اه اگر راهی به دریاییم بود

از فرو رفتن چه پروائیم بود

گر به مردابی ز جریان ماند اب

از سکون خویش نقصان یابد اب

جانش اقلیم تباهی ها شود

ژرفنایش گور ماهی ها شود

اهوان ای اهوان دشتها

گاه اگر در معبر گلگشتها

جویباری یافتید اواز خوان

رو به استغنای دریا ها روان

جاری از ابریشم جریان خویش

خفته بر گردونه طغیان خویش

یال اسب باد در چنگال او

روح سرخ ماه در دنبال او

ران سبز ساقه ها را می گشود

عطر بکر بوته ها را می روبود

بر فرازش در نگاه هر حباب

انعکاس بی دریغ افتاب

خواب ان بی خواب را یاد اورید

مرگ در مرداب را یاد اورید

[ ۱۳٩٠/٧/٧ ] [ ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ ] [ بهار ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

پاییز باشد یا زمستان فرقی نمیکند من بهاری ام. من رز وحشی به جا مانده از بهار هستم که در زمستان سرد چشم به اسمان دوخته ام تا دوباره فصل من شود. درباره خودم. من یکی هستم که میدونم اسمون ابیه و زمین سبزه اما عاشق بی رنگی دریا هستم که هم ابی اسمون و داره و هم سبزی زمین رو.
نويسندگان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب